|
میگویند خدا تنهاست,من که خدا نیستم, پس چرا تنهایم... |
بهار اومد تا بگویید: حتی اگر نمی شود همیشه سبز ماند, ولی می توان دوباره ودوباره و دوباره سبز و پر شکوه و پر جوانه بود... سال نو مبارک زنده یاد خسرو شکیبائی یادش سبز [ ۱۳٩۱/۱/۱ ] [ ٥:۳٢ ب.ظ ] [ میلاد ]
امروز صبح بعد از مدتها تصمیم گرفتم برم ورزش کنم! نارنگی! کجا میری؟ ... پرتقال! بدو تا نخوردمت! هویج!مگه خرگوش دنبالت کرده؟ تهسیگار! فانتا!گازت تبدیل به گوز شده که بالا پایین میپری!؟ رفتگر!برو 9 شب بیا بابا! چیتوز موتوری! سن ایچ و دیگر هیچ! لینا توپی!!انقدر جون نده بابا! بچهها! بچه ها! گارفیلد! ببخشید آقا شمام میخواین رییس جمهور شین؟
من که خودم با این یکیش خیلی حال کردم...بهشم گفتم الهی دوره این ابتکارت بگردم....
[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ ] [ ٥:۳٦ ب.ظ ] [ میلاد ]
سلام دوستای گل خودم... معذرت میخوام که نمیتونم آپ باشم... دلم برای همتون تنگ شده... اومدم چون دلم واسه ی تک تکتون تنگ شده بود هم آپ بشم هم پیشاپیش عید و به همتون تبریک بگم. دم عیدی 1 خونه تکونی هم کرده باشیم...
یادمان باشد به یاد هم باشیم, شاید سالهایی بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنارهمدیگر بگذریم و بگوییم:آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود...
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ ] [ ۳:۱۱ ب.ظ ] [ میلاد ]
یعنی واقعا فراموشم کردینا... البته به جز بانوی باران خانم... اومدم 1 دونه عکس بذارم و مثلا پیامهای تبریکمو بخونم..دیدم که... مثلا امروز تولدمه...ای خدا چقدر من تنهام... مثل خودت...
بابا تولدمه.1 ساز و دوهووولی.جشنی.کادویی.کیکی.سوپرایزی...بابا اصلا ایناهم نه ...کی ازتون توقع داره...مارو خجالت میدید با این کاراتون
این عکس شرح حال منه...خیلی مفهوم داره ها...خوب نگاش کنید میفهمید
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٢ ] [ ۱:۱۸ ق.ظ ] [ میلاد ]
سلام دوستای خوبم.دلم واقعا تنگتونه.چه کنم گرفتارم.از همتون غافل شدم. متاسفم واقعا...
با 1معجزه تونستم بیام وبلاگمو باز کنم و تمش رو عوض کنم.خیلی خوشحالم که تونستم بیام و آپ کنم ...امیدوارم باز هم تکرار بشه این عمل خیر خواهانه...
اما خوشحالیم بیشتر از اینه که...آخه 12 دی تولدمه دوستای گلم... . . . .
[ ۱۳٩٠/۱٠/٦ ] [ ۱٢:۳٠ ق.ظ ] [ میلاد ]
سلام به همه دوستای خوبم..بنده چند روزی نیستم به دلایلی باید به 1 سفر برم..فراموشم نکنید... 1 خواهشی دارم ازتون... سر نماز دعام کنید تا به سلامت و با پای خودم دارم میرم بتونم همینجور هم برگردم تا باهاتون همراه باشم...خیلی ناراحتم و استرس دارم تا صبح حرم بودم و دعا میکردم... ممنون اون قلبهای رئوفتونم...خدانگهدار دوستای گلم [ ۱۳٩٠/٧/۱۸ ] [ ٤:٤٢ ب.ظ ] [ میلاد ]
سلام دوستای گلم... جاتون خالی دیشب شب ولادت آقام بود...رضا جون خودم...فداش بشم دلم زود به زود براش تنگ میشه اما من بی معرفتم... اما جاتون خالی رفتم حرم کلی شلوغ بود اما با اون شلوغی من راحت بدوم هیچ دردسر و چیزی نشستم نمازمو خوندم کلی واسه دوستام دعا کردم واسه خودم که ایشالا زود به نتیجه هایی از زندگیم برسم... امیدوارم رو سفیدم کنه دعاهام مستجاب بشن از خجالت همتون در بیام...این بشه یادگاری از طرف 1 من واسه همه ی اونایی که دوسشون دارم و ... اینم 1 عکس از حرم آقام ,فداش بشم که این همه با شکوه و آرام بخشه...
دوستار شما میلاد [ ۱۳٩٠/٧/۱٧ ] [ ٤:٢٤ ب.ظ ] [ میلاد ]
تو حرفت را بزن … [ ۱۳٩٠/٧/۱۳ ] [ ۱٢:۳٥ ق.ظ ] [ میلاد ]
دیشب بد جور بهم ریخته بودم... از همین جا از امام رضا خواستم که به خاطر این شب عزیز 1 نیم نگاهی ام به ما بندازه ... به دل همشهری کوچیکش 1 نظری کنه... من فدای آقا بشم که میدونم دوسم داره و منم عاشقشم هر وقت ازش خواستم بهم نه نگفته... ساعتای 2 الی 2:30 بود که گوشیم روشن شد اس ام اس اومد... اگه بگم دعام اجابت شد باور میکنید...؟؟؟ عزیزترین کس زندگیم که مدتهاست بی خبرم ازش به دلایلی به خاطر این شب عزیز با خبر شدم ازش... ای میلاد فداتون بشه امام رضا و حضرت معصومه... دیشب خیلی خوشحالم کردید... اشکم و در آوردید از شوق زیاد... ممنونتووووووووونم البته ناگفته نمونه واسه همه دعا کردما... واسه خانوادم . واسه عشق خودم س...ا و خانواده محترمشون... واسه ی خانوم لیمو و آقای هلو عزیز که بهم برسن و .... اما دعای مخصوصم واسه دوست خوبم بانوی باران کردم که بهش قول داده بودم خدا رو شکر همه چیز آرومه اما من نا آروم . یکمی کرم ورجو وورجه گرفتتم میلاد فرخنده حضرت معصومه (س) و روز دختر رو به همه خانوم های محترم تبریک میگم... [ ۱۳٩٠/٧/٧ ] [ ۱٢:٠٥ ب.ظ ] [ میلاد ]
امشب خیلی دلم گرفته. دلم براش 1 ذره شده.ای کاش میدونست چشم انتظارم... ای کاش میدونست چقدر دوسش دارم... و... ای کاش همه ی ای کاش ها رو میدونست... دلم بد جور آشوبه اما ... الان داره چی کار میکنه؟ با کیه؟ ... بهش خوش میگذره؟ ای کاش جواب این همه سوال مرا کسی میدانست... چرا هایم نیست می شد و ای کاش هایم پوچ... [ ۱۳٩٠/٧/٧ ] [ ۱:۱٥ ق.ظ ] [ میلاد ]
( کل شیئ یرجه الی اصله )
ساده ترین قانون هستی ست... روح خدا در توست پس عظمتش را کشف کن و دریاب
روز مرگت سراسر عشق و لذت و یکپارچه سرور خواهی شد...چون در آن روز است که می فهمی که تو عین زیبایی و عشق و کمال و خدا هستی.در آن روز است که می فهمی چقدر عظیم و مقتدری...
همیشه به خاطر داشته باش که طبق خواست خودت,در هر ثانیه,نتیجه اعمالت به سمتت باز میگردد.پس... رها باش...شکرگذار باش...به او توکل کن...ایمان داشته باش...عاشق باش...ببخش...
" دوستار شما میلاد "
[ ۱۳٩٠/٧/٦ ] [ ٥:٥٧ ب.ظ ] [ میلاد ]
سلام دوستای خوبم...
از صبح 1 سوال فکرم و مشغول خودش کرده . ازتون میخوام 1جور نظر سنجی یا بهتره بگم
هم فکری میخوام . . . از همه دوستام گلم می خوام اگه میدونید بگید ؟؟؟
<< این ارزوهامونند که همیشه بر خلاف زندگی ما پیش میرند
یا این ماییم که بر خلاف آرزوهامون زندگی میکنیم ... >>
منتظرم...!!!
[ ۱۳٩٠/٧/۳ ] [ ۱۱:٥٩ ب.ظ ] [ میلاد ]
وعده کردم که به تو سر نزنم [ ۱۳٩٠/٧/٢ ] [ ٩:٤٤ ب.ظ ] [ میلاد ]
حس نوشتن با قلم ها یادمان رفت
شعر خدای مهربان را حفظ کردیم اما خدای مهربان را یادمان رفت
[ ۱۳٩٠/٧/٢ ] [ ٩:٤٠ ب.ظ ] [ میلاد ]
سلام ای شب های معصوم! سلام ای شبی که چشم های گرگ های بیابان را به حفره های استخوانی ایمان و اعتماد بدل میکنی در کنار جویبارهای تو.ارواح بیدها ارواح مهربان تبرها را می بویند من از جهان بی تفاوتی و فکر ها و حرف ها و صدا ها می آیم و این جهان به لانه ی ماران مانند است... واین جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان تو را می بوسند در ذهن خود طناب دار ترا می بافند... [ ۱۳٩٠/٦/٧ ] [ ۱:۳٤ ق.ظ ] [ میلاد ]
سلام.معذرت چند وقتی نبودم...اما 2باره اومدم بهتر از قبلا...سلاااااااامممم دوستان [ ۱۳٩٠/٦/٥ ] [ ۱۱:٢٦ ب.ظ ] [ میلاد ]
رنج بی سبب,انتظاربی سبب دنیاهمچون خنده ی توپر تلاطم است ستاره ها سقوط می کنند شب,خنک و دل نشین عشق در رویا ی ابدی شدن در خواب لبخند می زند ترس بی سبب , درد بی سبب دنیا کوچکتر از هیچ است... [ ۱۳٩٠/٦/٥ ] [ ۱۱:۱٥ ب.ظ ] [ میلاد ]
باران می بارد [ ۱۳٩٠/٥/٧ ] [ ۱:٠٢ ب.ظ ] [ میلاد ]
دوستم دارد یا . . . ؟ رز زیباییست پس دوستم دارد ندارد چون هیچ وقت برایم رز نخرید پر پرش می کنم رز را دوست دارد مرا دوست ندارد مرا دوست دارد مرا ندارد اگر نه رهایم نمی کرد دارد چون نوبت گلبرگ دوست دارد! است ندارد اگر نه رهایم نمی کرد دارد اگر نداشت به سراغم نمی آمد ندارد چون از ابتدا قصدش رفتن بود دارد اگر قصد رفتن داشت چرا از ابتدا آمد ؟ ندارد خودت خوب می دانی دارد چون جوابم را ندادی ندارد ، آمد که بسوزاند دلت را ! دارد اگر نداشت چکار به دلم داشت ؟ ندارد ، دل سوزاندن عادتش بود ! دارد چون نوبت گلبرگ دوست دارد ، است ندارد ، نوبتی هم باشد دوستت ندارد دارد ، چون دل به دل راه دارد ندارد ، خودت را گول نزن ، دل هم به دل راه ندارد دارد . . . ندارد . . . دارد . . . ندارد . . . چه داشته باشد چه نداشته باشد مهم نیست
به هر حال من دوستش دارم چون همیشه برایش گل خریدم . . . [ ۱۳٩٠/٥/٦ ] [ ۱٢:٤٤ ق.ظ ] [ میلاد ]
آن چشمها هنوز رهایم نمی کنند فکری به حال دغدغه هایم نمی کننذ آن چشمهای آبی دریایی ات هنوز از ساحل سکوت رهایم نمی کنند من دفتری پر از غزلم،از ترانه ام لب هایت عاشقانه هجایم نمی کنند آواز گام های غزل ساز تو چرا از انحنای کوچه صدایم نمی کند من زخمیه هزار زبان تغزلم آن دستهای گرم دوایم نمی کنند آن خاطرات گم شده در ذهن بادها یک لحظه بی تو از تو جدایم نمی کنند آن چشمها که عامل ویرانی من است یک قطره گریه نیز برایم نمی کنند آن چشمها هنوز رهایم نممی کنند فکری به حال دغدغه هایم نمی کنند آن چشمهای آبی دریایی ات هنوز یک قطره گریه نیز برایم نمی کنند...
(فریدون اسرائی)
[ ۱۳٩٠/٥/٦ ] [ ۱٢:۱٤ ق.ظ ] [ میلاد ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |